سفرنامه نوروز

عشق خودم سلام

عزیزم روز هفت فروردین صبح ساعت 6 حرکت کردیم به سمت

مشهد.ناهار رو قم تو پارک خوردیم.

شب رو خونه عمو علی شاهرود خوابیدیم و فردا عصر رسیدیم خونه

مادرجون و تا 16 فروردین اونجا بودیم.

تو این مدت حسابی با بچه های بزرگتر از خودت بازی کردی و با

همسنی های خودت دعوا...

ولی در کل به هممون خیلی خوش گذشت.

خونه عمه مریم سوار دوچرخه دیانا

خونه عمو ابراهیم

عکسهای سیزده بدر

در حال گره زدن سبزه

ناهار خوشمزه مون

نیروگاه بادی بینالود

میدان خیام نزدیک الماس شرق

پارک نزدیک خونه عمه فاطمه

تربت حیدریه

اصلا اونروز حوصله نداشتی و نذاشتی ازت یه عکس درست و حسابی بگیرم


23 فروردین از مشهد اومدیم اصفهان...

27 فروردین تصمیم گرفتیم موهای خوشگلتو که حسابی بلند شده بودن

رو کوتاه کنیم.زنگ زدم پیرایش کودک واست نوبت گرفتم(آخه نمیذاشتی

موهاتو واست ببندم و همش زیر موهات خیس عرق بود).

قبل از رفتن به آرایشگاه

اجازه ندادی عمو واست پیش بند ببنده ولی آروم نشستی تا موهاتو

کوتاه کنه و با اسباب بازی هایی که عمو بهت میداد سرگرم بودی ولی

موقع سشوار کشیدن خیلی گریه کردی.

جمعه 28 فروردین برگشتیم خونمون و از روز 29 فروردین پروژه از پوشک

گرفتن شما آغاز شد...

 

/ 5 نظر / 59 بازدید
اعظم

امیدوارم حسابی بهتون خوش گذشته باشه عزیزم دلم هوای مشهدو کرد

اعظم

آفرین دختر دوست داشتنی خودت نشستی عمو موهاتو بزنه چقدر هم بهت میاد ناز شدی خوردنی خوردنی

مامان دردونه

ای جانم حسابی بهت خوش گذشته هااااااااااااااااااااا

مامان دردونه

مبارک باشه کوتاهی موهات عزیزم...خوشگل بودی خوشگل تر شدی

مامان دردونه

قربونت بشم سبزه گره زدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چی گفتی زیر لب؟؟؟؟؟؟؟؟؟