وروجکی شدم من

دو روز پیش یه جای جدیدی کشف کردم...

داشتم رو تختم بازی می کردم و همه چیز رو بهم می ریختم،آویز موزیکال

تختمو کندمنیشخند که یهو دیدم

میشه یه سر هم برم تو ویترین اسباب بازیام ببینم چه خبره...

هر چی مانع سر راهم بود کنار زدم و اسباب بازیها رو انداختم زمین

و تصمیمو عملی کردم...

راستی یه ده روزه یاد گرفتم از مبل خودم بیام پایین اونم با چه سرعتی.

و استعداد فوق العاده ای تو تقلید حرکات چهره و بدن پیدا کردم...

با هر وسیله ای که دستم باشه الو می کنم فقط کافیه مامان بابا بگن

الو کن،کنترل تی وی،گوشی تلفن و حتی لیوان و یه عالمه چیز دیگه رو

میذارم کنار گوشم و اولش اَ میگم و شروع می کنم به زبون خودم حرف

زدن و خندیدن.لبخند

عاشق موس و کیبورد کامپیوتر شدم و اجازه نمیدم مامان بابا بهش

دست بزنننیشخند

با هر آهنگ شادی نی نای نای می کنم...

 

/ 79 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان الی و محیا

چه شیطون بلایی شده این جیگر من...خدا حفظش کنه.... اولین قدمهات هم مبارک..روشا جونم

مهشاد

گوگولی جون داریم نزدیکای تولدت می شیم [گل][قلب][چشمک]

میم مثه محیا

آفرین ب گل دختر باهوش و زرنگ خودم خب راست میگه جای این عروسک خوشگل نباید توی ویترین باشه؟

مامان کیان

من فدات بشم که انقده وروجک شدی.هر روزکارای جدید جدید یاد می گیری فسقلی دوست داشتنی .بووووووووووووووووس[قلب][ماچ]

مامان کیان

قربون عکسای خوشگلت برم که با دیدنشون کلی لذت می برمو هوس خوردنت به سرم می زنه.خیییییییلی دوست دارم

مامان کیان

مامانی تغییرات جدید وبتون مبارک معلومه واسه عید حسابی خونه تکونی کردینا.خخخخخخخخخخخ[نیشخند] ولی خیییییییلی قشنگ شده افرین به این سلیقه[دست][دست]

مامان لي لي

کسانى را مى شناسم که با صداى بلند دعا مى خوانند ولی دستشان به ستاره اى نميرسد، اما کسانى هستند که بى دعا به خدا دست ميدهند... دست دادن باخدا را برایت آرزو میکنم.

یسنا نفس مامان و بابا

وای خدای من.ماشالله چقدر شیطون شدی عزیزم.خدا حفظت کنه نانازی. [ماچ] راستی مامانی چرا دیگه پیش ما نمیای؟[سوال]