اولین سفرم تو دل مامانی

اواخر شهریور عروسی عمو مهدی دعوتیم

مامان وبابا همش دنبال اینن که ببینن مسافرت واسه من بد نباشه /

بعد از کلی وبگردی و مشورت با پزشک به این نتیجه رسیدن که میتونیم

واسه عروسی بریم مشهد.

حال مامانی این روزا خیلی بهتره منم خوشحالترم ...

جاتون خالی عروسی خیلی خوش گذشت اخه بعد این همه مدت

مامانی یه عالمه شیرینی خورد به من که خیلی چسبید.جاتون خالی...

بعد از یه هفته ای که خونه مادرجون بودیم رفتیم اصفهان خونه مامان جون.

مامانی خونه مامان جون موند و بابایی واسه یک ماه رفت ماموریت.

/ 1 نظر / 9 بازدید
اعظم

الان یه سووال برام پیش اومد .داشتم وبتو میخوندم .دیدم دزفول زندگی میکنین .خانواده همسرتون مشهدن(شهر من) خانواده خودتون اصفهان [سوال] یعنی الان مغزم هنگ کرد[خنده]