سفرنامه آبادان

سفر یک روزه ما به آبادان به اتفاق آنیتا و مامان باباش و مانیا و مامان باباش و خاله

رها و عمو محمد از ساعت 7 صبح روز جمعه آغاز شد...

 بعد از خوش گذرونی های تو ماشین و گذر از چندین شهر حدود ساعت 11 رسیدیم

آبادان.

اولین جایی که رفتیم بازار مرکزی آبادان بود...

هوا خیلی گرم بود...

خوبه مامانم واسم لباس خنک اورده بود.

ساعت 2:15 واسه ناهار رفتیم هتل کیوان که من تو مسیر خوابم برد.

واسه اولین بار تو خواب سوپ خوردم.آخه هم خوابم میومد هم گشنم بود که هر دو

کار رو همزمان انجام دادمنیشخندنیشخندنیشخند

مامان تا منو سیر نکرد خودش غذا نخورد.

بعد از ناهار بیدار شدم و تو لابی هتل عکس گرفتیم

(هر کسی یه جایی رو نگاه می کنه)سوال

 دوباره یه کم رفتیم بازار گردی.

چون بیشتر مغازه ها اون موقع بسته بودن رفتیم سفره خانه  یه کم استراحت کردیم

و یه چایی زدیم بر بدن.خیلی چسبیدآخه منم یه کم خوردم

 غروب دریا

من خوابم گرفته بود و واسه عکس گرفتن زیاد همکاری نکردم.

(همه ی لنج های ماهیگیری اومده بودن بندر و لنگر انداخته بودن)

ماهی دریای جنوب(بازار ماهی آبادان)

ماهی و میگو خریدیم و دوباره بازار گردی و خرید.

مامان بابا واسم خیلی خرید کردن:بلوز-کلاه-کفش-اسباب بازی

حدود ساعت 8:30  آبادان رو ترک کردیم.بیشتر مسیر برگشت رو خواب بودم.

همه خیلی خسته بودن آخه خیلی راه رفته بودیم  و حســـــــــــــــــــــــــابی

خوش گذرونده بودیم.

دوستای عزیزم جاتون خیلی خالی بود.

/ 48 نظر / 77 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیما مامان شاهین کوچولو

عزیززززززززززم تو چقدر خوشمزه ای[ماچ] قربونت بشم نانازی.... مسافرت خوش گذشت[چشمک] ایشاله همیشه به گردش و شادی[گل][گل]

مامان لي لي

??????????????براي روشا جون و مينا جون

مامی آنا

چه سفر خوبیییییییی.مگه میشه جنوب رفت وخوش نگذشت.وااااااااااای ماهیا را ببین.عکس های قشنگی بود مخصوصا روشا جون که حسابی بانمک شده مخصوصاغذا خوردنش تو خواب[ماچ].مامانی ما فراموشت نکردیم میایم وسر میزنیم ولی دیگه شرمنده نظر نمیذارم چون واقعا با این وروجک فقط فرصت دارم وب بچه ها را تند تند ببینم وتا به همه بتونم سر بزنم.وسعی میکنم اگه بشه از این به بعد هر وقت اومدم کامنت بذارم که بدونی حواسم بهتون هست ودوستون دارم[قلب]

مامان کیان

روشا جونم ایشالا همیشه به شادی و گردش باشی.می بوسمت فرشته [فرشته]دوست داشتنی

مامان آنیتا

سلام خوشگل خانوم[بغل] من و آنیتا خیلی دوست داریما[قلب][قلب][قلب][قلب]

مامان آنیتا

عزیز خاله نمیدونم بگم کدومشون سرماخوردگی یا دندون در آوردنت.... خلاصه لپ کلام چطوری گلم؟؟؟؟[تعجب][قلب]

مامان رز

عزیزم همیشه به گردش ، به به چشممون به جمال مینا خانم هم روشن شد خیلی عسلی گل من [قلب][قلب][قلب][قلب][ماچ][ماچ][ماچ]

مامان یسنا

عزیز دلم چه عکسهای قشنگی گرفتی همیشه به گردش و خوشی....

مامان نیوشا

این پست رو تازه دیدم ...چه خوب همیشه به خوشی باشه گلم