گوشی که سوراخ شد.

دیروز عصر مامان بابا در مورد یه چیزی هی با هم حرف می زدند،بابا

می گفت بذاریم وقتی بزرگتر شد خودش بگه ولی مامان می گفت من

دوست دارم واسه تولدش انجام شده باشه...

من بوی توطئه رو حس کردم و واسه همین شروع کردم به نق زدن...

ولی مثل اینکه حرفاشون جدی بود و تصمیم نهایی رو گرفته بودن.

پا شدیم شال و کلاه کردیم و رفتیم بیرون.من که عاشق ددر هستم

بی خبر از همه چیز شاد و خوشحال بودم که رفتیم یه جایی که فکر کنم

مطب دکتر بود.

به مامان گفتم من که چیزیم نیست چرا اومدیم اینجا،مامان لبخند زد و

گفت عزیزم امروز قراره یه اتفاق خوب بیوفته...

یه خانوم مهربون که منشی بود اومد با من حرف زد و بعد رو گوشم یه

چیزی نوشت.

بعد هم یه عالمه از اینا که بعدا فهمیدم گوشواره است اورد تا یکیش رو

انتخاب کنیم که این یکی انتخاب شد

نوبت ما شد و رفتیم داخل...

چشمتون روز بد نبینه.

بقیه شو فکر کنم نیاز نیست بگم،خودتون ببینین

(الهی بمیرم مامان اشکتو نبینم)

یه خواب آروم بعد از یه عالمه گریه

و اینگونه شد که گوش من در سن 11 ماه و 5 روزگی سوراخ شد...

/ 49 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان آنیتا

میگم مینا گوش روشا که اذیتش نمیکنه؟؟؟زخم که نشده؟؟؟

مهشاد

نازی جیگر گریه نکن دلم ریش شد مبارک[هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا]

مهشاد

وقتی من به این بزرگی گوشمو که سوراخ کردن شکه شدم خشکم زد اون وقت می خواید این نی نی لوس ناز خوشگل گریه نکنه[خوشمزه]

مهشاد

نه خیرم منم وقتی بچه بودم گوشمو سوراخ کردم[زبان]

مهشاد

به خدا حق داری دختر خاله منم اینجا گیرم[نگران]

مهشاد

خواستم جو بدم[قهقهه]

مامان الی و محیا

آخی بمیرم واسش ...مامانی آخه چرا اینقدر دیر کردین واسه سوراخ کردن گوشش؟؟؟!!!! به هر حال مبارکه...دلم براش سوخت...طفلکی

نیلوفر مامانه روژینا

ای جانم عزیز دلم مبارک باشه. فدات بشم که گوشت درد گرفته.نازی خاله جووووووونی[قلب][ماچ][ماچ]