امروز مامان واسه جشن 9 ماهگیم یه کیک و ژله درست کرد و با بابایی

سه نفری جشن گرفتیم تا بهم بگن چقدر واسشون با ارزشم و دوستم دارن.

همش کیک بهم چشمک میزدخوشمزه

دهنم آب افتادخوشمزه

 واسه من جشن گرفتن بهم یه ذره کیک ندادن.ناراحتگریه

من کیک مـیخوااااااااااااااااااااااااااااااام

یه تیکه موز زدم بر بدن.

سایه دست مامانی رو میبینین؟

آماده است که منو بگیره

دوستای گلم 2 تا پست قبلی هم جدیدن.