اَلاااااااااام (سلام)

خوبین دوستای گلم؟

روشای 17 ماهه داره با شما حرف میزنه

جشن 17 ماهگی با کیک مامان پز

اول از همه بگم اینقده مودب شدم همین که میام داخل خونه میگم

اَلاااااااام و موقع رفتن با همه بای بای می کنم.

اصلا از کسی غریبی نمی کنم و هر کی بخواد بره بیرون باهاش میرم,

در این موقع هر سوالی ازم پرسیده شه تند تند جواب میدم تا منو ببرن

ددر.

یاد گرفتم الکی گریه کنم.

یه عالمه شیرین زبون شدم.

مامان میگه بابا کو میگم دار (کار).

به بینی میگم می می.

همه اجزای صورت و دست و پام رو میشناسم.

از همه بیشتر با پدر جونم انس گرفتم و همش بهش میگم بغلم کنه.

همه ی منظورم رو میتونم برسونم.

خیلی خیلی بازیگوش و شیطون شدم.

حسابی قند و پولکی خور شدم.

و خیلی چیزای دیگه که مامان فرصت نوشتنشو نداره...

یه روز رفتیم خونه دایی مامان و یه عالمه بازی کردم

 

من و آدرین جون

 

حیاط و باغ خاله مامانم

و 2 تا عکس همینجوری

این روزا مامان خیلی از دستم حرص میخوره آخه واسه عکس گرفتن

اصلا همکاری نمی کنم. 

قلبقلبقلبقلبقلبقلب

زندگی

معنی پیچیده ای ندارد.

همین که( تو)  باشی

این تمام زندگی است.