فرشته ی دوست داشتنی من ماهگیت مبارک.

دختر قشنگم میدونی داری واسه من و بابایی زیباترین لحظات عمرمون

رو رقم میزنی؟

نفسم من و بابا تا همیشه ی همیشه عاشقانه دوستت داریم.

  

توی یک ماه اخیر من خیلی چیزای تازه ای یاد گرفتم و خیلی خیلی

شیرین تر شدمخنده

جالب ترین کاری که انجام میدم چشمک زدنه،اونم با یک

چشم(چشم چپ) که مامان از صبح که بیدار میشم همش میگه

چشمک بزن منم واسه اینکه خوش حالش کنم میزنم و بعدش بوسه

بارون میشم.لازم به توضیحه که این کارو بابایی یادم داد و با 2-3 بار

چشمک زدن سریع یاد گرفتم.

اولین باری که مامان واسم لاک زد.(14ماه و 7روزگی)

(مامان فدای پاهای نازت خانوم طلا)


به عروسکام به به میدم و جالبه که میدونم دهانشون کجاست و قاشق

رو میذارم روی دهانشون.

ناز کردن رو هم بلد شدم و میگم نااااااا و بعد ناز می کنم فقط نمیدونم

چرا دوست دارم آخرش طرف رو نیشگون بگیرمزبان

وقتی مامان میگه چشمت کو،انگشتمو توی چشمم می کنم و میگم

چِش

وقتی بابایی از ماشین پیاده میشه سریع میرم پشت فرمون و میگم

دی دی و یه عالمه خرابکاری می کنم.

خیلی وقته بلدم گنجشک چی میگه،مامان یادش رفته بود ازم بپرسه یه

روز که یادش اومد پرسید گفتم جیک جیک خیلی خوشحال شد.

اخیرا صدای ببعی رو هم یاد گرفتم و میگم بَــــــــــــ

هر روز هاپو میشم و مامان بابا رو میخورم و صدای خنده هامون توی

خونه می پیچه.

انگشتم رو جلو دهنم میگیرم و میگم هیس

مامان منو میبره جلوی کمد اسباب بازیهام و یکی یکی نشونم میده که

کدوم رو میخوام منم میگم اینا اینا و هر کدوم رو که نخوام میگم

نَه نَه

هر موقع شیر بخوام میرم کنار یخچال و مامان رو صدا می کنم تا بیاد بهم

شیر بدد،مامان میگه چی میخوای منم میگه هیر(شیر)تازه بطری

شیر رو هم میشناسم و از یخچال بر میدارم.

آب که میخوام لیوانم رو میذارم جلوی آب سرد کن یخچال و خودم هم

میتونم با لیوان آب بخورم


اینجا عروسکم رو گذاشتم تا خودش هر چقدر میخواد آب بخوره.


بوس کردن هم یاد گرفتم ولی زیاد خوشم نمیاد کسی رو ببوسم.

کلمه دالی رو خیلی واضح ادا می کنم.

موقع دست زدن میگم دَس و حتما باید مامان بابا دست بزنن تا منم

نا نای کنم.

به پیشی میگم پیچی

کلمه با هم دو تا معنی واسم داره یکی بالا و یکی باز کردن

چند شب پیش رفتیم پارک و اونجا یه پیشی دیدم به مامان گفتم

مامان دو دو(لو لو)

به تخمه هندونه هم میگم دو دو

چند روز پیش بابایی داشت یه برنامه نصب می کرد که دکمه پاور

کامپیوتر رو زدمخجالتناراحت

ِک دو دیدید منم بلدم بشمرم

جدیدا یاد گرفتم بوس بفرستم.دستمو میزارم جلو دهنم.

راستی 3 تا مروارید دیگه جوونه زدن.آسیاب بالا سمت راست و چپ و

پایین سمت چپ.

الان من 11 تا مروارید خوشگل دارم.

 کمد و کشوها از دست من اصلا امنیت ندارن

همش شیطنت نمی کنم که،تو کار خونه هم یه عالمه کمک میدم

از روی مبل این مدلی میام پایین

دیگه خیلی طولانی شد بقیه شو تشریف بیارین ادامه مطلب


مامان میگه فدای موهای فرفری و خوش حالتت بشم منハート のデコメ絵文字

این دراور رو هم تازگیا کشفیدم که مامان هر چی روش چیده بود

جمعشون کرد.خنده

بازی با این حلقه ها رو  خیلی دوست دارم

بابایی آخه چرا تی وی رو بردی اون بالا بالاها تا دیگه نتونم سیمشو

بکشم و نذارم فیلم نگاه کنین؟عصبانی

جشن دندونی مانیا جون

یه خواب آروم

ورزشکار هم شدم من

عاشق سرسره بازی

شیشه شیرمو خودم می گیرم دستمو میخورم

اولین اثر هنری من

شبها با بابایی دورا رو اینجوری میخوابونم(بلدم بگم دورا)

وقتی تعجب می کنم میگم اییییییییییییییییییییییییی

دستمو میذارم جلو دهنم و کل می کشم.

بشکن می زنم.

هر چی پرنده می بینم میگم با انگشتم اشاره می کنم و میگو توتو.

مامان یه کارتهایی که روش عکس نی نی هست نشونم داد و گفت

نی نی از اون به بعد هر وقت می گن نی نی کو انگشتمو میذارم روی

عکسها و میگم نی نی.

چها روز پیش مامان الکی خوابیده بود و گفت خووووو منم گفتم

پیـــــــــــــش،نمیدونین مامانم چقدر تعجب کرده بودتعجب

 

مامان میگه:دوستای مهربونم ببخشید که دیگه مثل قبل نمیتونم زود زود

بیام پیشتون،آخه دخترم وروجکی شده که اصلا نمیذاره دست به

کامپیوتر بذارم،منم نمیخوام اذیت بشه...خیلی وقتها هم میام خاطرات

نی نی های نازتون رو میخونم ولی فرصت نمی کنم کامنت

بذارم.ببخشید این پست طولانی شد.به خدا همین رو ظرف 10 روز

تکمیل کردم...

دوستتون دارم فراوونハートだよ。1つ のデコメ絵文字