دخمل نازم سلام

امسال خداروشکر به یمن وجود شما نازنین تعطیلات بسیار خوبی

داشتیم و خیلی بهمون خوش گذشت.

از 28 اسفند 92 تا 7 فروردین 93 عمه فاطمه و خانواده اش و عمو حبیب و

خانواده اش مهمون ما بودند و این مدت همش بیرون می رفتیم و  خیلی

خیلی خوش گذروندیم.

روز عید شما 13 ماهگیت کامل شد.مبارکت باشه دخمل نازم.

مروارید هشتمت روز 5 فروردین در سن 13 ماه و 4

روزگی جوونه زد.

شما با شیرین زبونیات همه رو شیفته ی خودت کردی و همه موقع رفتن

گریه میکردند...

تو این مدت کلمات زیادی یاد گرفتی و هر کی هر چی می گفت

تکرارش میکردی و همه ضعف می کردند واست.

به عمو حبیب می گفتی حبیب و عمو همش قربون صدقه ات می رفت و

یک بار کلمه عمو رو واضح ادا کردی گلم.

از 8 فروردین تا 14 فروردین هم فامیلای مامانی اومدن خونمون(خانواده

پدرجون-خانواده دایی علی و خانواده خاله مریم)

با اونا هم همه جا رفتیم و بهمون حسابی خوش گذشت.10 و 11

فروردین رفتیم آبادان که متاسفانه فراموش کردم ازت عکس بگیرم و اونجا

صورت گلت رو چند تا پشه نیش زدند...

امسال 13 بدر تو حیاط خونمون بودیم چون بارون شدیدی میومد و نمیشد

بریم بیرون.

اینم عکسای این مدت

سد دز

نمایشگاه هوایی

پارک علی کله

پارک بادی

نفسم خیلی پارک بادی رو دوست داشتی و ذوق میکردی

فدات بشم من

یه عکس هنری که پسر عمه گرفته

من و بابایی بی اندازه دوستت داریمقلبماچ